خرید بک لینک
چقدر پرنده توی سرم بود ؟

چقدر پرنده ؟چند تا

باید می پراندمش. می پراندمش نپراندمش نه باید .چقدر پرنده توی سرم بود سرم بود

بپرانشان نپراندیشان. چند تا چند روز چند سال چقدر پرنده پرنده پرنده

آخ نپراندمشان

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی تاريخ: جمعه 3 خرداد 1398 ساعت: 0:10

نه دیگه حس خوبی به اینجا نوشتن ندارم یه روز یه بنده خدایی رو میخوندم سالها پیش میگفت هر از چند گاهی ادم باید خونه اش و عوض کنه از یه جای جدید شروع کنه با ادمهای جدید اگر چه من حال و حوصله یه جای جدید

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی تاريخ: جمعه 3 خرداد 1398 ساعت: 0:10

همینجور داشتم در حالی روی مبل دراز کشیده بودم ادبیات پست مدرن و مدرن و رئالیسم جادویی و جیمز جویس و غلامحسین ساعدی (جان) و جناب مارکز و قصه های هزار و یک شب و اثرش روی پست مدرن و ظهور روح خیام بعد هفت

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی تاريخ: جمعه 3 خرداد 1398 ساعت: 0:10

اونجایی داش آکل مرجان و به یکی مسن تر از خودش خواستگار شوهر میده و رسم جوونمردی و حفظ میکنه و در نبرد با کاکا رستم میمیره (خودشو به کشتن میده )آخ مرجان عشق تو منو کشت (هدایت جان ) و خب بعدش دور دور ن

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی تاريخ: جمعه 3 خرداد 1398 ساعت: 0:10

غرق شده ام ...

در چه ؟

خب اینجور زل نزن (بزن)به من ...

راستش

در تو ...

در خودم ..وسط خوابهایم ...

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی تاريخ: جمعه 3 خرداد 1398 ساعت: 0:10

صفحه بندی